کد خبر : 579تاریخ انتشار : يكشنبه 27 دي 1388 - 18:14:27
تعداد بازدید : 19990
تعداد بازدید : 19990
اختصاصي/
عجب از بي بصيرتي منتقدان مشايي
اختصاصي ؛كامبيز رضايي-متاسفانه برخلاف تاكيد مقام معظم رهبري براي داشتن بصيرت خواص ما عمدتا مي بينيم و مي شنويم كه منتقدان مهندس اسفنديار رحيم مشايي بدون داشتن بصيرت وافي و مبذول رابطه بين دكتر احمدي نژاد با مهندس مشايي را به چالش كشيده و در اين باب نقدواره هاي نامتعارفي را بيان مي كنند.
به گزارش اختصاصي حقيقت نيوز؛ مقاله اي تحت عنوان “معمای عجیب رابطه مشایی و احمدی نژاد “ در يكي از سايت هاي خبري در تاريخ 27 ديماه 88 درج شده است كه مورد تعجب بسياري از ياران نزديك دكتر احمدي نژاد شد .
در پاراگراف اول نويسنده جمله اي تحت عنوان“ ( دكتر احمدي نژاد ) همچنان از رئیس دفتر و یار نزدیکش حمایت می کند . را مطرح ميكند كه خود معترف به رابطه صميمانه و دوسنانه اين دو شخصيت سياسي است رابطه اي كه ريشه در شناخت و آگاهي ازهويت دروني همديگر را داراست نه برمبناي رابطه خانوادگي چنانچه رياست محترم جمهوري در خصوص رفتار وسكنات آقاي مشايي مي گويد : “اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحب الزمان و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران میشناسم همچنين وی در تمجید از خدمات ارزنده او گفت: یکی از افتخارات و نعمت هایی که خداوند در زندگی به من داد آشنایی با این مرد بزرگ و این انسان پاک و با خداست ودر پي پاسخ به گروه مخالف وبقولي منتقدين جواب ميدهد “که این انتقادات بی پایه است… وقتی بعد از پی گیری های زیاد، به دلایل خاص برای این انتقادات در این زمینه دست نیافتم، به حال ایشان غبطه خوردم.و در ادامه ايشان افزودند :برخی از من سوال می کنند که چرا تا این اندازه به آقای مشایی علاقه دارید و من پاسخ می دهم به هزار دلیل به ایشان علاقه مندم؛ یکی از دلایل آن، این است که وقتی انسان با ایشان می نشیند و گفت و گو می کند، انگار با خودش نشسته و هیچ احساس فاصله ای نمی کند؛ قلب او چون آینه شفاف و روشن است.
آنچه قطعا مسلم است رابطه اين دو شخصيت معتبر نظام رابطه عجيبي نيست كه بر پايه آن به انتقاد آنهم به اين شيوه پرداخت و از ديد به حقايق چشم پوشيد و به ره غفلت لغزيد .
نگارنده در جايي ديگر به نقل از دانشجوي رشته اقتصاد مقيم انگليس اين سئوال را مي پرسد:” که چرا آقای احمدی نژاد بعضا علاقه وافری به استفاده از افراد پرحاشیه دارند؟ دانش پژوه محترم بي شك خود آگاه به اين امر هستيد كه هيچ شخصيت سياسي براي خود حاشيه درست نمي كند مگر مخالفين و منتقدين و در اصل تخطئه كاراني كه در پي كوچكترين موضوع و سوژه هستند تا آنرا تبديل به يك اصل انحراف از مسير انقلاب و دين مطرح نمايند .
ريشه بررسي علل و عوامل اين برخوردها به پيشينه اي نه چندان دور برميگردد به قبل و بعد از انتخابات دوره هفتم مجلس كه بين اصول گرايان شكاف و انشعابي پيش آمدقبل از شكل گيري جبهه اصول گرايان عده اي نيروي جوان و مستعد انقلابي (نسل سوم انقلاب ) متشكل و يكپارچه تحت عنوان گروه آبادگران شكل اوليه موجوديت خود را اعلام كرده بودند و طولي نكشيد كه توانستند در انتخابات شوراي شهر تهران موفقيت قابل توجهي ذر مقابل اصلاح طلبان بدست آورند و اين موفقيت دوباره طي پيروزي چشم گير در انتخابات دوره هفتم مجلس بر دوستاران خط ولايت تكرار شد ولي متاسفانه انگيزه هاي تك روي و جاه طلبانه ي بعضي اشخاص در بدنه اصول گرايان آنرا به انشعابي چندگانه كشاندهمانند اصول گرايان .. منتقد ... مستقل ... تحول خواه و ... كه مقدمه شد براي نقدي بر عملكرد دولت نوپاي دوره نهم رياست جمهوري كه خواهان اجراي مطالبات , درخواستها و توقعات بالايي خود از دولت دكتر محمود احمدي نژاد مي شدند و در مقابل بدليل خواسته هاي غير منطقي و غير معقولانه با در بسته دولت مواجه مي شدند و آنان در عوض چون به خواسته هاي خود نرسيدند بجاي انتقاد د تخطئه را باز كردند .
اين انتظارات مقدمه بهانه و خرده گيريهايي شد كه در صحنه جوسازي و شانتاژ بعضي از علما و بزرگان اين مملكت را به خطا و ظاهر بيني كشاند و عجب از ديده ظاهربين و بي بصيرت كه به جاي حمله به دشمن واحد روبه دوستان انگشت تهمت, عوامل كودتاي مخملي ميزنند و با هتك حرمت و توهين آنان را به اشخاصي همچو بني صدرآمريكايي و رجوي خاين نسبت مي دهند.
متاسفانه علي رغم تاكيد مقام عظماي ولايت بر داشتن بصيرت و آگاهي خواص و علما متاسفانه عده اي كه ماهيت آنها براي ملت ايران كاملا مكشوف است بدون داشتن اداه لازم و بدون اطلاع از مباني فكري و نظري مهندس مشايي او را مورد اماج حملات خود گرفته و فراتر از آن به رابطه او و كتر احمدي نژاد دخل و تصرف كرده و خود را در جايگاه قضاوت بدون برهان قرار داده و اين رابطه حسنه و منطقي را زير سئوال مي برند. اي كاش در جبهه اصولگرايي منقد دولت نيز گوش شنوايي براي دريافت پيام هاي مقام معظم رهبري بر داشتن بصيرت و دانش در نقدها و اظهارات وجود داشت.
در پاراگراف اول نويسنده جمله اي تحت عنوان“ ( دكتر احمدي نژاد ) همچنان از رئیس دفتر و یار نزدیکش حمایت می کند . را مطرح ميكند كه خود معترف به رابطه صميمانه و دوسنانه اين دو شخصيت سياسي است رابطه اي كه ريشه در شناخت و آگاهي ازهويت دروني همديگر را داراست نه برمبناي رابطه خانوادگي چنانچه رياست محترم جمهوري در خصوص رفتار وسكنات آقاي مشايي مي گويد : “اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحب الزمان و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران میشناسم همچنين وی در تمجید از خدمات ارزنده او گفت: یکی از افتخارات و نعمت هایی که خداوند در زندگی به من داد آشنایی با این مرد بزرگ و این انسان پاک و با خداست ودر پي پاسخ به گروه مخالف وبقولي منتقدين جواب ميدهد “که این انتقادات بی پایه است… وقتی بعد از پی گیری های زیاد، به دلایل خاص برای این انتقادات در این زمینه دست نیافتم، به حال ایشان غبطه خوردم.و در ادامه ايشان افزودند :برخی از من سوال می کنند که چرا تا این اندازه به آقای مشایی علاقه دارید و من پاسخ می دهم به هزار دلیل به ایشان علاقه مندم؛ یکی از دلایل آن، این است که وقتی انسان با ایشان می نشیند و گفت و گو می کند، انگار با خودش نشسته و هیچ احساس فاصله ای نمی کند؛ قلب او چون آینه شفاف و روشن است.
آنچه قطعا مسلم است رابطه اين دو شخصيت معتبر نظام رابطه عجيبي نيست كه بر پايه آن به انتقاد آنهم به اين شيوه پرداخت و از ديد به حقايق چشم پوشيد و به ره غفلت لغزيد .
نگارنده در جايي ديگر به نقل از دانشجوي رشته اقتصاد مقيم انگليس اين سئوال را مي پرسد:” که چرا آقای احمدی نژاد بعضا علاقه وافری به استفاده از افراد پرحاشیه دارند؟ دانش پژوه محترم بي شك خود آگاه به اين امر هستيد كه هيچ شخصيت سياسي براي خود حاشيه درست نمي كند مگر مخالفين و منتقدين و در اصل تخطئه كاراني كه در پي كوچكترين موضوع و سوژه هستند تا آنرا تبديل به يك اصل انحراف از مسير انقلاب و دين مطرح نمايند .
ريشه بررسي علل و عوامل اين برخوردها به پيشينه اي نه چندان دور برميگردد به قبل و بعد از انتخابات دوره هفتم مجلس كه بين اصول گرايان شكاف و انشعابي پيش آمدقبل از شكل گيري جبهه اصول گرايان عده اي نيروي جوان و مستعد انقلابي (نسل سوم انقلاب ) متشكل و يكپارچه تحت عنوان گروه آبادگران شكل اوليه موجوديت خود را اعلام كرده بودند و طولي نكشيد كه توانستند در انتخابات شوراي شهر تهران موفقيت قابل توجهي ذر مقابل اصلاح طلبان بدست آورند و اين موفقيت دوباره طي پيروزي چشم گير در انتخابات دوره هفتم مجلس بر دوستاران خط ولايت تكرار شد ولي متاسفانه انگيزه هاي تك روي و جاه طلبانه ي بعضي اشخاص در بدنه اصول گرايان آنرا به انشعابي چندگانه كشاندهمانند اصول گرايان .. منتقد ... مستقل ... تحول خواه و ... كه مقدمه شد براي نقدي بر عملكرد دولت نوپاي دوره نهم رياست جمهوري كه خواهان اجراي مطالبات , درخواستها و توقعات بالايي خود از دولت دكتر محمود احمدي نژاد مي شدند و در مقابل بدليل خواسته هاي غير منطقي و غير معقولانه با در بسته دولت مواجه مي شدند و آنان در عوض چون به خواسته هاي خود نرسيدند بجاي انتقاد د تخطئه را باز كردند .
اين انتظارات مقدمه بهانه و خرده گيريهايي شد كه در صحنه جوسازي و شانتاژ بعضي از علما و بزرگان اين مملكت را به خطا و ظاهر بيني كشاند و عجب از ديده ظاهربين و بي بصيرت كه به جاي حمله به دشمن واحد روبه دوستان انگشت تهمت, عوامل كودتاي مخملي ميزنند و با هتك حرمت و توهين آنان را به اشخاصي همچو بني صدرآمريكايي و رجوي خاين نسبت مي دهند.
متاسفانه علي رغم تاكيد مقام عظماي ولايت بر داشتن بصيرت و آگاهي خواص و علما متاسفانه عده اي كه ماهيت آنها براي ملت ايران كاملا مكشوف است بدون داشتن اداه لازم و بدون اطلاع از مباني فكري و نظري مهندس مشايي او را مورد اماج حملات خود گرفته و فراتر از آن به رابطه او و كتر احمدي نژاد دخل و تصرف كرده و خود را در جايگاه قضاوت بدون برهان قرار داده و اين رابطه حسنه و منطقي را زير سئوال مي برند. اي كاش در جبهه اصولگرايي منقد دولت نيز گوش شنوايي براي دريافت پيام هاي مقام معظم رهبري بر داشتن بصيرت و دانش در نقدها و اظهارات وجود داشت.

























